ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1104

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

خود را مكتوم دارند و منابع و مآخذ آن دشوار است و مجبورند پس از ممارست و تحصيل اصول و فروع آن به ميزان بسيارى حدس و تخمين كه آنها را از هر سو احاطه كرده دست يازند . و پيش بينى كنند ؟ در چنين وضعى با اين همه مشكلات چگونه آن را بدست مىآورند و در آن مهارت مىيابند ؟ در حالى كه مدعى آن در نزد مردم مردود است و هيچ گواهى ندارد كه بر ادعاى خود اقامه كند بسبب غرابت اين فن در ميان ملت ( اسلام ) و دانندگان آن اندكند ، با در نظر گرفتن اين نكات صحت نظريهء ما بر خواننده آشكار مىشود . و خدا داناى غيب است و هيچكس را بر غيب خود آگاه نميكند [ 1 ] . و در اين معنى براى بعضى از ياران ما در همين عصر پيش آمده است ( قصيده‌اى ) بهنگام غلبهء عرب بر لشكريان سلطان ابو الحسن كه او را در قيروان محاصره كردند و اخبار و پيشگوئيهاى نادرست و وحشت‌انگيزى از جانب دوستان و دشمنان هر دو دسته دمبدم انتشار مىيافت و در اين باره ( وى ) ابو القاسم رحوى [ 2 ] از شاعران تونس ميگويد : هر دم از خدا آمرزش ميجويم . خوشى و گوارائى زندگى رخت بربسته است . من بامداد و شام را در تونس ميگذرانم و بامداد و شام از آن خداست . فتنه و و با ، بيم و گرسنگى و مرگ ببار آورده است . مردم در ستيزه‌جوئى و پيكاراند و چگونه ميتوان اميد بست كه ستيزه‌جوئى سود بخشد . هواخواهان احمدى [ 3 ] پيش بينى ميكنند كه على به زودى دچار نابودى و نيستى مىشود . و ديگرى گفت : در آيندهء نزديكى بسبب على نسيمى از گوارائى و وسعت زندگى بسوى شما خواهد وزيد - ولى برتر از هر دو دسته خداست كه آنچه بخواهد ببندگان ( احمد و على ) خود حكم مىكند . اى رصدبانان ستارگان سيار [ 4 ] اين آسمان چه هنرى كرده است ؟

--> [ 1 - ) ] عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً 72 : 26 . س : 72 ( لجن ) آ : 26 . [ 2 - ) ] ابو القاسم الروحى . ( ن . ل ) . [ 3 - ) ] شاهزاده حفصيه كه عربهاى باديه‌نشين هواخواه وى بودند و او را بنام احمد بن عثمان ميخواندند و نام سلطان ابو الحسن « على » بود . ( حاشيهء دسلان ج 3 ص 248 بنقل از تاريخ بربر ) . [ 4 - ) ] اشاره بآيهء 15 و 16 س : 81 ( التكوير ) فَلا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ الْجَوارِ الْكُنَّسِ 81 : 15 - 16 .